Home| Email | M0zHgAn | ArcHivE  |Profile
 

امتححححححان دارممممممممم امتتتتتتتتتحان

این الان وضعیت منه:

جزوه به مقدار کافی - شکلات خورده شده - گوشی همراه اول - لپ تاپ برای ترجمه و چک کردن مقاله - یک عدد تخت - جامدادی و یک دانشجوی درسخون :)

احیانا کسی هست خواننده دائمی این وبلاگ باشه ؟ ممنون می شم جواب بدین



برچسب‌ها:
+ تاريخ چهارشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٢ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ نويسنده خانومه نظرات ()

دیگه کم کم باید برم بار سفرمو :) ببندم دو روز از خونه ی عزیزم دور باشم. دوران تنبلی به سر اومد...

ولی خدا وکیلی چه زود تموم شد...

دوس دارم چشمامو ببندمو جمعه باشه من در حال برگشت همچین دانشجوی درسخونی هستم من.

چه هوایی شده خدایی...

آخ فردا سردی سر صبحی یخ زدن سوار تاکسی شدن پیاده روی تا یونی صبحانه تو سلف بدیو بدیو از این کلاس به اون کلاس دم به دقیقه ساعتو چک کردن تند تند نت برداشتن بعضی وقتا همینجوری گنگ به استاد خیره شدن سوالای مداوم استاد جوابای پرت و پلای ما احساس دانشمند بودن توضیحهای نامفهوم ما به بغل دستی همیشه خنگ شکلات شونیزی که اون یکی بغل دستی وسط کلاس میزاره رو جزوت با هنرمندی تمام خوردنش و معذب بودن از اینکه استاد فهمید. ناهار فقیرانه دانشجویی که با 1000 تومن همبرگر میخوری چای تو انتراک بحثای باحال تو سلف که بی سرو تهن . استاد معتقد به تعامل تو کلاس که بعضی وقتا خودش میره تو فکر . همکلاسیای زیادی بزرگ که همه کارمندن

من خوابم یا بیدار؟

من یک دانشجوام :)


برچسب‌ها:
+ تاريخ چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٢ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ نويسنده خانومه نظرات ()
 

Ðe$igNÊR: M0zHgAN