Home| Email | M0zHgAn | ArcHivE  |Profile
 

من با قواعد خودم زندگی می کنم هیچوقتم نخواستم مثل دیگران باشم این کاملا تو زندگیم مشخصه . مثلا من واسه اتاق خواب دلیلی برای بودن میز آرایش ندیدم ترجیح دادم این اتاق فقط محل رست باشه برام تا آماده شدن و واقعا هم با توجه به رنگ بنفش و سفیدش واقعا ازش لذت می برم.

اتاق بعدیم صورتی انتخاب کردم تمام کفشا مجلسی وبیرونم و همینطور شالها و کیف هاو لباس ها و ... رو گذاشتم تو این اتاق و محلی که همیشه دوسش داشتم واسه آرایش. دلیل انتخاب این رنگ هم این بود که وقتی اونجا هستم احساس یک تنیجر بهم دس میده . پذیرایی با مبلمان تقریبا نامتعارف مبله شده که ترکیبی از کرم قهوه ای و آبی فیروزه ای هست این قسمت از خونه با توجه به مبلمانش دقیقا یک حالت طبیعی و بکر به ادم میده و یک حالت سنتی بوجود اورده یادمه وقتی واسه خرید مبل رفتیم یافت آباد دو روز برنامه ریزی کردیم 4 شنبه و5 شنبه ما همین دو روز فقط فرصت داشتیم که بیاییم تهران .

کل روز اول تو خیابون بودیم تمام بازارهای مبلو گشتیم تو این همه دو جا رو انتخاب کردیم تا پای خرید هم رفتیم ولی گفتیم فردا میایم شب خونه هیچکدوم از فامیلها نرفتیم ترجیحا رفتیم هتل یادمه اونشب کلی کارت جور واجور داشتم که روی تخت پهنشون کردم تا تصمیم نهایی رو بگیریم ولی تمام اون کارتا روانه سطل اشغال شدچرا چون از من هم سخت سلیقه تر هم پیدا میشد و اون هم آقاهه بود

فردا دوباره بعد خوردن صبحانه رفتیم یافت × آباد من کاملا نامید بودم از اینکه با آقاهه رو هیچ مبلی به توافق نظر نمی رسیم بعد از غرغر کردنای منو چند ساعت گشتن تو یه پاساژ بودیم که یدفعه یه مغازه نظر هر دو تامنو جلب کرد یه مغازه با مبلمان چوبی نامتعارف واین شد که بالاخره رسیدم به چیزی که هر دوتامون دوسش داریم چیدمان سنتی.

حالا مونده مدل پرده که نمی دونم چیکارکنم خیلی طرحها تو ذهنمه همه با هم فرق می کنن ولی باید تصمیم بگیرم بعد هم طراحی کابینها که یه نقشه هایی براش کشیدم تا اجرایی بشه.

زندگی هم در جریانه با همه ی سختی ها و شیرینهاش ومن هم سعی می کنم کم نیارم تا زندگیمون همیشه وهمیشه شاد و پرانرژی باشه.


برچسب‌ها:
+ تاريخ سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩۱ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ نويسنده خانومه نظرات ()

چقد حیفه که آرشیو قبلی وبلاگمو زدم ترکوندم الان دوست داشتم پاک نشده بود می نشستم دوباره میخونمدش.

فکر نمی کردم بازدیدکننده ای داشته باشم ولی 150 نفر بازید تو آمار وبلاگم بود . پس سلامممممممممممممممم بازدیدکننده ناشناس :)


برچسب‌ها:
+ تاريخ جمعه ٩ تیر ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ نويسنده خانومه نظرات ()

میخوام برگردم همه دوستای وبلاگی فراموشم کردن اینجا می خواد بشه دفتر خاطرات مجازیم انگار با خودم صحبت می کنم فکر نکنم بازید کننده ای هم داشته باشم اشکال نداره می نویسم تا یادم بمونه

ما خونمون رو داریم تغییر دکوراسیون میدیم کفپوشو رنگو کاغذ دیواری تموم شده مبلمان هم خریداری شده خونه هم که بالاخره آبی فیروزه ای دوست داشتنیم شد. اتاق خوابم بنفش عزیز. 4 هم خانومه و آقاهه 2 سالگی شونو جشن گرفتن کادوی آقاهه هم یه کیف ادیداس بود مامی هم تو خریدن وسایل برام تا حالا کم نذاشته فقط مونده تغییر دکور کابینتا و بعد دیگه خونه عزیزمون آمادست. منم همچنان کلاس میرم و کلی شاگرد  دارم با اخلاقای جورواجور ولی همشونو خیلی دوست دارم

شهریور منتظرم تا یه خبر خوب بشنوم واااااای دلم میره واسه اونروز خدا کنه اوکی بشه

کارای خونه هم مونده تهیه یه سری اکسسوری و پرده واسه پذیرایی وشمع به تعداد لازم .

این بگم می تونم عملیش کنم یا نه میخوام برم کلاس یوگا و سی دی زومبا هم میخوام بگیرم تو خونه انجام بدم تا ببینم کی می خوام از تنبلی دس بردارم کارای که میخوام انجام بدم

1- یوگا

2- دوباره واسه سه تارم وقت بزارم

3- نقاشی سیاه قلمو که گذاشتم کنار دوباره شروع کنم.

4- برم خیاطی :)) عمرا اگه اینو اجرا کنم ولی دوست دارم دامنای خوچگل موچگل بدوزم.

5- ورزش کنم

6- یه کار هنری یاد بگیرم مثل سفالگری یا ویترا ...

 


برچسب‌ها:
+ تاريخ پنجشنبه ۸ تیر ۱۳٩۱ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ نويسنده خانومه نظرات ()
 

Ðe$igNÊR: M0zHgAN