Home| Email | M0zHgAn | ArcHivE  |Profile
 

بارها این صفحه سفید رو باز کردم ولی نمی دونم چرا نمی تونستم حس این روزهامو بگم

بگم که چقد عاشق شدم بگم چه حسی داره لمس دستات اینکه کنارمی با هم نفس می کشیم برای هم زندگی می کنیم حالا تو مرد منی برای همیشه

ما شروع کردیم

و من نمی دونم چرا هنوز رو ابرام هنوز روی زمین پا نذاشتم نمی دونستم و اعتقاد نداشتم که یه خطبه میتونه ما رو به هم محرم کنه چون ما خیلی وقته فکرامون نظرامون عشقمون روحمون به هم محرم شده ولی حالا انگار باورم شده

چه زود گذاشت روز یکی شدنمون فقط چند روز مونده تا جشن بگیریم یه ماهگیه عقدمونو و من که هنوز باور ندارم

میدونم, همسرم زندگی همیشه اینجور که ما میخوایم نیست پستی و بلندی داره ولی تجربه کردنش لذت بخشه

میخوام تو باشی و من و دنیا بخنده به خنده های از ته دلمون

و من گم بشم تو بغلت و منو از امن ترین جای دنیا جدا نکنی

میدونی با هم به چیزی رسیدن خیلی لذت بخشه خیلی

کنارتم برای همیشه با من باش برای همیشه


برچسب‌ها:
+ تاريخ یکشنبه ۳ امرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ نويسنده خانومه نظرات ()
 

Ðe$igNÊR: M0zHgAN